گالری تصویر

MUS--noorollah momen nejad
S-EL--music-aladin
el--Shamirza_morady
izeh-ali Hafezi- ni
mus- os-aladin
mus- tushmal2
mus--EIZEH-OS M A NEJATI-
mus--sar lak sina
mus-dawar-gardun vali pur
mus-hoshang chartangi
music-dawar- gh ghanbari-1391

آمارسایت

دانشنامه فرهنگ و هنر قوم بختیاری : چیستی و چرایی؟

این دانشنامه با هدف شناخت و شناساندن فرهنگ و هنر قوم بختیاری پی افکنده شده،می رود تا گامی دربازنمایاندن رازها و رمز های فرهنگ این سرزمین باشد.
نسل امروز ما باید بدانند : که ایمانا کی بیدیم و سی چه، چی نو، وا بی !!؟.......
از بس ننوشتیم ،خونبهای خدمتمان به نام دیگران! ثبت شد .چرا ننوشتیم... چرا ننویسیم ؟!
چرا ننویسیم ،جوانان ماباید بدانند:...می شود دو باره  سردارها و سعدی هایمان در کهکشان فرهنگ گیتی بدرخشند...این وبگاه که گلچینی از این دانشنامه بزرگ است با این باور،هشتمین سال آغازِ کارخود را جشن می گیرد (1394/4/4 ).

بخش های وب سایت WWW.DAWAR.IR
بانک زندگی نامه و آشنایی با آثار چهرگان و نخبگان قوم بختیاری
بخش آرشیو عکس و اسناد و فیلم قوم بختیاری  (ایجاد آرشیوی با 12000 عکس  و فیلم )
راه اندازی بانک کتاب و مقالات  واسناد بختیاری
بخش شعر و ادب بومی بختیاری (جمع آوری بیش از 5000 بیت از شعرهای بومی )
فرهنگ جامع واژگان  و زبان بختیاری و فرهنگهای واژگان ویژه
بخش آوا ها و نوا های سرزمین بختیاری (موسیقی)
بخش آفرینه های هنری بختیاریان (سازه های فلزی وسنگی و سفالی و هنر بافته ها و دوخته ها)
بخش ثبت مستندات بختیاری –B.D.P- (ثبت و ساماندهی آثار هنری و قلمی فرهیختگان بختیاری)
بخش تاریخ و میراث فرهنگی  سرزمین بختیاری ()و....امروز این وبگاه به جایگاهی رسیده که علاقمندان فرهنگ و تمدن قوم بختیاری ، اطلاعات و مقالات و آثارشان را باری ارائه به آن واگذار کرده و یا از آن می طلبند. 

  ما تشی وا کردیم  ایسا، بلازس بکنین... مدیر سایت : الف – مقصودی

 
 
 

شعركودكان در فرهنگ ادبی قوم بختياري- اسكندر مقصودي

شعركودكان در فرهنگ ادبی قوم بختياري-  اسكندر مقصودي

سرایش(شعر) هنری است که پیوسته در هر جا و گاهی، ایل و مال را همراهی می کند. تا آنجا که گفته اند: مردمان اين سرزمين (بختياري)، با ترانه ای زاده می شوند و با ترانه ای جانسوز از این سرا می ر وند.

 گویش و ساختار این سروده ها به شمار شاخه و بار زندگی، گونه گون و رنگارنگ است. بازی کودکان با سروده ای ویژه جان می گیرد. همه بختیاریان شعرهای دوران کودکی خود را به یاد می آورند. آنگاه که دوستان را برای در کنار هم بودن و بازی فرا می خواندند:

بَردِه گَهپ،بَردِه کوچیر،تِیلِه یِه جُازِی     بَچه یَل، شوم،نخورین،بِیوین،رِیم،وِه بُازِی

سنگ بزرگ، سنگ كوچك ،تِیلِه یِه جُازِی/بَچه ها، شام نخورید ،بِیايید،برويم بازِی و بدينگونه يكديگررا براي به ميدان در آمدن و بازي دعوت مي كنند. ترانه هاي كودكانه در ادبيات عاميانه طيف رنگارنگي از مضامين شاد، لطيف ، پرتحرك و جذاب را شامل مي شود كه در يك تقسيم بندي كلي: لالايي ها،ترانه- بازيها، قصه ها،ترانه هاي نوازشي،محور اصلي آنهاست اين زمينه هاي متنوع در مجموع كتاب پرورش سنتي كودكان ما را در ادبيات ملي تشكيل مي دهند .

 صادق هدايت در اين باره مي گويد : ترانه هاي كودكانه به اندازه ي با روحيه و زندگي بچه متناسب است كه هميشه نو و تازه مانده و چيز ديگري نتوانسته جانشين آن نشده است .كودكانه ها را مي توان گونه ای از فرهنگ ادبی مردم این دیار دانست كه  به منظور پرورش و آموزش فكري،اجتماعی او،هنرمندانه به وسيله ي كودكان و يا براي كودكان ايجاد شده است .

بهره گیری از این گونه ی ادبی و زبان بیان آن در آثار بزرگانی چون زنده یاد شاملو «عمو عمو زنجیر باف» و « علی کوچیکه» فروغ و «جانور کامل کیه»  حسین پناهی و ... با کارکرد های خاص ،وسعت و گستره توانایی آن را در شعر امروز نشان می دهد .اگر چه ترانه هایی با اغراض خاص نیز در این زمینه ساخته شده که سفارشی بودن روشن است ،جای بسی ناخشنودی است که بینیم ، خواسته های فردی یا گروهی در پوشش هنر آمیخته شده و  جان و خرد جامعه را نشانه می رود:

بیت آغازین این شعربه ظاهر کودکانه را در نظر بگیرید:

« کلاغه میگه غار غار ... مادرش میگه زهره مار!!»... مادر که اولین آموزشگاه و آموزگار کودک است ، با زهرمار گفتن ، اولین حرف ناسزا را به شاگردش(کودک) می آموزد... دختر ی با چادری سیاه به کلاغ ماننده می کند ودر آخر منظور نهایی خود را در بیت آخر می آورد که این دختر چادری باید از خانه !! طرد شود. اضطراب تحمیل شده بر کودک(راندن شدن از خانه و ....) ناگفته پیداست » بخوانید: «چادر سیاه سرش کن...  از خونه بیرونش کن».

شعر کودک از جنس معصومیت و ارزش های فطری در ذات پاک اوست و شعر و کلام او از این کوزه برون می تراود.شعرکودک ، خود سروده ای است ویژه این قشر از جامعه و دارای بنیان و زبانی ساخت یافته از ذهن و دل ایشان است. از این روست که تلاش عهده ای از بزرگان، برای قالب کردن شعر خود به کودکان، هرچند با زبان و واژگانی همانند ،موفق نبوده است.

کودک خود می سراید و می خواند و در پرورشگاه جامعه ،به کار می بندد. فراموش نکنیم که بازی نزد کودکان جدی ترین کار محسوب می شود بخش ویژه ای از این نوع اشعار، ترانه های نمایشی و ترانه – بازی  می باشد . تجربه ای که گویا به استقبال کودکان روبرو بوده است:

کوگ و غلا(کبک و کلاغ)...... « الف ـ مهناي ايذوي»

دديم، بيـو، مينـه هوش /گِرِم،كوگي، پر، بنوش

خواهرم به حياط بيا   كبكي با پر بنفش گرفته ام

افتو، اُوَي، پُشته تو/  بريم، جوسته، يه موست جو

آفتاب به بالاي خانه آمده    بروم تعدادي چوب پيداكنيم

چوهان، ياريم، وه، هونه /بنديم  سي كوگ مون، لونـه

چوب ها را به خانه بياوريم  براي كبك مان لانه بسازيم

كوگن ايي نيم، وه مينس /گوش ديم، صدا شرينس

كبك را در آن مي گذاریم/ به صداي شيرينش گوش ميدهيم

كوگوم ده رار، صداته /  صداي قهقه هاته

كبك من آواز بخوان   صداي قهقه ات را

كوگوم خوره، نون و ماس/ فر، ايي زنه، تا دِرْ چاس

كبكم نان و ماستي مي خورد  تاعصر پرواز می كند

كوگوم، رنگ ، وا رنگه /كوگوم، خيلي قشنگه

كبكم، رنگارنگه / كبكم، خيلي قشنگه

غلام، اُوَيد، سَره دار / بونگ ايي زنه: غار غار

كلام، آمد، سَره دار / بانگ مي زند : غار غار

كَوگوم، وِرِيسِه، اَز،خَوْ /« يَن تي»خورِه، نون و اَوْ

كبكم،از خواب بر مي خيزد   مقداري  نان وآب مي خورد

كوگ و غلام، هوم بازن/ سي دله يك، هوم رازن

كبك و كلاغم هم بازي هستند / آنها براي يكديگر همراز اند

غلام كه گود: قارقار/   نگوينس: زهره مار!

كلاغم كه گفت:غارغار  به او نگوييد:  زهر مار

غَلام، ناراحت ايي بو/خولْقه، خو وِس،بد، ايي بو

كلاغم ناحت مي شود ... اخلاق او بد مي شود

غلا بیو ،وه دینوم /شوها خووت ایی بینوم

کلاغ به دنبالم بیا/شبها هم در خواب ترا می بینم

منابع:

1- هیابونگ بی دونگ (باز شناخت شعر و ادب قوم بختیاری) - فرآوری و تدوین:اسکندر مقصودی-1373

2- دنگ بی دونگ(ترانه های خاموش)- دفتر شعربه زبان بختیاری- سروده : الف – مهنای ایذوی- 1368

3- فرهنگ بازی ها وکودکانه های سرزمین بختیاری - فرآوری و تدوین:اسکندر مقصودی-1383

 

ورود به سایت

تازه‌های دانشنامه

حدیث

امام رضا (سلام الله علیه) : ما زارَني أحَدٌ مِن أولِيائي عارِفاً بِحَقّي إلّا شُفِّعتُ فيهِ يَومَ القِيامَةِ. هيچ يك از دوستانم مرا با شناختِ حقّم زيارت نمى كند مگر اين كه در روز قيامت شفاعتم از او پذيرفته مى شود. وسائل الشيعة - ج 10 - ص 434. میزان الحکمة : ج5- ص125- ح8175

حاضرین در سایت

ما 52 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم